گل امید

 

 

هوا هوای بهار است و باده باده ی ناب

به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب

در این پیاله ندانم چه ریختی ، پیداست

که خویش به جان هم افتاده اند آتش و آب

فرشته روی من ، ای آفتاب صبح بهار

مرا به جامی از این آب آتشین دریاب !

به جام هستی ما ، ای شراب عشق بجوش !

به بزم ساده ی ما ، ای چراغ ماه بتاب .

گل امید من امشب شکفته در بر من

بیا و یک نفس ای چشم سرنوشت بخواب !

مگر نه خاک ره این خرابه باید شد

بیا که کام بگیریم از این جهان خراب

فریدون مشیری

از کتاب گناه دریا

/ 2 نظر / 68 بازدید
رسول امیری

سلام/تصویر بهاری و درختان دو طرف جاده منقلبم کرد نمیدونم من ضعیفم یا عشق بهار حال آدم را منقلب میکنه ؟به حدی بغضم از امدن بهار گرفت که مشیری را نخوندم/اصلا معلوم نیست جنس بنی بشر ازچیه/هرجایی زنده و بهاری باشی و روز جهانی زن روز اعتراض مقدس برای حقوق مساوات زن ومرد مبارک باد

علی

خیلی خوشکل بود